<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور</title>
    <link>https://lbcij.tabrizu.ac.ir/</link>
    <description>برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تعیین تفاوت اثربخشی آموزش مهارت‌های اجتماعی و آموزش مهارت‌های تفکر بر نشاط اجتماعی در دانش‌آموزان پسر دوره اول متوسطه</title>
      <link>https://lbcij.tabrizu.ac.ir/article_21347.html</link>
      <description>هدف: ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ با هدف مقایسه اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرت&amp;amp;shy;ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﺗﻔﮑﺮ ﺑﺮ نشاط اجتماعی داﻧﺶ&amp;amp;shy;آﻣﻮزان ﭘﺴﺮ ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ اول شهر ﻫﺸﺘﺮود اﻧﺠﺎم ﺷﺪ.روش پژوهش: روش ﭘﮋوﻫﺶ از ﻧﻮع نیمه‌آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح پیش‌آزمون-پس‌آزمون ﺑﺎ ﮔﺮوه ﮐﻨﺘﺮل بود. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ ﺷﺎﻣﻞ ﮐﻠﯿﻪ دانش‌آموزان ﻣﻘﻄﻊ ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ اول ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﻫﺸﺘﺮود در ﺳﺎل ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ 1403-1402 بودند ﮐﻪ آﻣﺎرﺷﺎن ﻃﺒﻖ اﻋﻼم آموزش ‌و پرورش ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﻫﺸﺘﺮود 1786 ﻧﻔﺮ بودند. از جامعه حاضر تعداد 60 دانش‌&amp;amp;shy;آموز در 3 گروه 20 نفره به شیوة تصادفی خوشه&amp;amp;shy;ای انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. گروه اول یک دوره آموزش مهارت&amp;amp;shy;های اجتماعی را در 8 جلسه دریافت کرد و گروه دوم 8 جلسه آموزش مهارت&amp;amp;shy;‌های تفکر را طی کرد و گروه سوم (کنترل) نیز هم‌زمان به برنامه‌&amp;amp;shy;های عادی کلاسی خود ادامه داد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه نشاط اجتماعی تمیزی فر و عزیزی مهر استفاده شد و همچنین ﺑﺮای ﺗﺤﻠﯿﻞ داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﻮوارﯾﺎﻧﺲ تک‌&amp;amp;shy;متغیره (آنکوا) و آزمون تعقیبی بونفرونی اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه استیافته‌ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس (24/957=p&amp;amp;le; 0/001 ،F) و بونفرونی (0/653=p) نشان داد که آموزش مهارت‌&amp;amp;shy;های اجتماعی و آموزش مهارت‌&amp;amp;shy;های تفکر در افزایش نشاط اجتماعی تفاوت معناداری با هم نداشته و هر دو آموزش مؤثر و اثربخش بودند.نتیجه‌گیری: بنابراین می‌&amp;amp;shy;توان نتیجه گرفت باوجود اثربخش‌بودن هر دو روش آموزشی، اما آموزش مهارت‌&amp;amp;shy;های تفکر در افزایش نشاط اجتماعی دانش‌&amp;amp;shy;آموزان اثربخش‌&amp;amp;shy;تر و قوی&amp;amp;shy;‌تر بود. پیشنهاد می&amp;amp;shy;‌شود در مدارس از این دو آموزش برای افزایش نشاط اجتماعی استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر بر اساس سبک‌های مقابله‌ای، خودتنظیمی و باورهای هوشی با نقش میانجی انگیزه تحصیلی</title>
      <link>https://lbcij.tabrizu.ac.ir/article_21348.html</link>
      <description>هدف: یکی از ابعاد مهم در نظام آموزشی، پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان است و می‌توان از آن به‌عنوان شاخص عمده و مهم سنجش کیفیت آموزش عنوان کرد. هدف این پژوهش پیش‌بینی پیشرفت تحصیلی دانش‌&amp;amp;shy;آموزان دختر پایه ششم ابتدایی بر اساس سبک‌&amp;amp;shy;های &amp;amp;shy;مقابله‌&amp;amp;shy;ای، خودتنظیمی و باورهای هوشی با نقش میانجی انگیزه تحصیلی بود.روش پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و ازلحاظ روش اجرا توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه‌ آماری پژوهش شامل تعداد 1900 نفر از دانش‌&amp;amp;shy;آموزان‌ پایه‌ ششم‌ ابتدایی‌ شهر اهر در سال تحصیلی 1403-1402 بود. حجم نمونه با توجه به تعداد متغیرها و گویه‌های مدل به تعداد 470 نفر از طریق روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های یادگیری خودتنظیمی‌ و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور، پرسشنامه سبک‌&amp;amp;shy;های مقابله‌&amp;amp;shy;ای یانگ، پرسشنامه باورهای هوشی بابایی و پرسشنامه انگیزه تحصیلی هارتر استفاده‌شده و روایی‌ و پایایی‌ آن&amp;amp;shy;ها تأیید شده است‌. برای تحلیل‌ داده‌ها در سطح‌ آمار توصیفی‌ از میانگین‌ و انحراف‌ معیار و در بخش استنباطی، روابط بین متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون سنجیده شده و تحلیل داده‌&amp;amp;shy;ها از طریق روش تحلیل مسیر به‌وسیله‌ی نرم‌&amp;amp;shy;افزارهای SPSS و AMOS انجام گرفت و همچنین روابط میانجی‌گری با استفاده از آزمون پوت استراپینگ بررسی شد.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش‌ نشان‌ داد که‌ بین انگیزه تحصیلی‌ و پیشرفت‌ تحصیلی‌ دانش‌آموزان‌ رابطه مثبت معناداری وجود دارد (0/05&amp;amp;gt;p) و سبک&amp;amp;shy;‌های مقابله‌&amp;amp;shy;ای، یادگیری خودتنظیمی و باورهای هوشی به‌&amp;amp;shy;طور مستقیم باانگیزه تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانش&amp;amp;shy;‌آموزان دختر پایه ششم شهر اهر رابطه معنی‌دار داشته است (0/05&amp;amp;gt;p) و همچنین‌ به&amp;amp;shy;‌طور غیرمستقیم از طریق نقش واسطه‌ای انگیزه تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌&amp;amp;shy;آموزان دختر پایه ششم شهر اهر تأثیر معناداری داشته &amp;amp;shy;اند (0/05&amp;amp;gt;p).نتیجه‌گیری: با توجه به تأیید تأثیرات غیرمستقیم سبک‌های مقابله&amp;amp;shy;‌ای، باورهای هوشی و خودتنظیمی از طریق متغیر میانجی انگیزه تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌&amp;amp;shy;آموزان دختر، توصیه می&amp;amp;shy;‌شود برای معلمان در مدارس نیز دوره‌&amp;amp;shy;ها و کلاس&amp;amp;shy;‌هایی باهدف شناخت عوامل متعدد در رشد و تقویت میزان انگیزه تحصیلی و به&amp;amp;shy;‌تبع تأثیر آن&amp;amp;shy;ها بر پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دختر، توجه ویژه‌&amp;amp;shy;ای داشته باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی روابط ساختاری میان نگرانی‌های تدریس، باورهای خودکارآمدی و محیط یادگیری سازنده‌گرا در درس علوم از دیدگاه دانشجو معلمان دوره ابتدایی ایران</title>
      <link>https://lbcij.tabrizu.ac.ir/article_21349.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی روابط ساختاری میان نگرانی‌­های تدریس، باورهای خودکارآمدی و محیط یادگیری سازنده‌گرا در درس علوم از دیدگاه دانشجومعلمان دوره ابتدایی ایران بود.روش پژوهش: این پژوهش از نظر گردآوری داده‌ها، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری را دانشجومعلمان رشته علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان استان سیستان و بلوچستان که تعداد آنان ۱۹۱۷ نفر بود، تشکیل می‌داد. ۳۷۱ دانشجو بر اساس فرمول کوکران با روش نمونه‌گیری تصادفی- طبقه‌ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌­ها، دانشجومعلمان به پرسشنامه‌های نگرانی‌های تدریس معلمان علوم (اقتباس از باز، ۲۰۰۸)، باورهای خودکارآمدی معلمان علوم (اقتباس از ایناکز و ریگز، ۱۹۹۰) و محیط یادگیری سازنده‌گرا (اقتباس از جانسون و مک کلر، ۲۰۰۴) پاسخ دادند. مقدار پایایی برای پرسشنامه نگرانی­های تدریس (0/83)، باورهای خودکارآمدی (0/79) و محیط یادگیری سازنده‌گرا (0/87) برآورد گردید. روایی پرسشنامه‌­ها نیز از طریق روش تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی بررسی و مورد تایید قرار­گرفت.یافته‌ها: نتایج نشان داد که در مجموع مدل پیشنهادی از برازش قابل قبولی برخوردار بود و داده‌­های بدست­‌آمده از نمونه، مدل پیشنهادی را تایید کردند و تمام فرضیه­‌ها مورد تایید قرار گرفتند.نتیجه‌گیری: میان نگرانی­‌های تدریس، باورهای خودکارآمدی و محیط یادگیری سازنده­‌گرا در درس علوم از دیدگاه دانشجومعلمان دوره ابتدایی رابطه معناداری وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل موضوعی پایان‌نامه‌های تحصیلات تکمیلی رشته مدیریت آموزشی: مطالعه موردی دانشگاه ارومیه</title>
      <link>https://lbcij.tabrizu.ac.ir/article_21350.html</link>
      <description>هدف: مطالعه حاضر با هدف تحلیل موضوعی پایان‌نامه‌های تحصیلات تکمیلی رشته مدیریت آموزشی در دانشگاه ارومیه انجام گرفته است.روش پژوهش: روش تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش، از نوع پژوهش‌های تحلیلی می‌باشد. با استفاده از روش تحلیل محتوای اسنادی، پایان‌نامه‌های تحصیلات تکمیلی رشته مدیریت آموزشی در دانشگاه ارومیه طی 13 سال اخیر مورد بررسی قرار گرفتند. جامعه آماری پژوهش را 421 تعداد پایان‌نامه دفاع شده در رشته مذکور از سال 1390 تا 1402 تشکیل می‌دهد.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که موضوعات انجام شده در مقطع کارشناسی‌ارشد و دکتری، حول محور عوامل سازمانی، شغلی، فردی، آموزشی و اجتماعی است. به لحاظ پراکندگی رشته ای، بیشترین موضوعات انجام شده در پایان‌نامه‌های تحصیلات تکمیلی، در حوزه رشته مدیریت آموزشی می‌باشد. در زمینه مکان جغرافیایی پایان‌نامه‌های ارشد، بیشترین تمرکز بر روی شهر ارومیه و در مقطع دکتری، توجه عمده بر روی سایر شهرها و استان‌ها بوده است. در رابطه با ابزار گردآوری پایان‌نامه‌های انجام شده در مقطع کارشناسی‌ارشد و دکتری، بیشترین سهم متعلق به پرسشنامه و در بین روش‌های تحقیق نیز، بالاترین میزان استفاده دانشجویان از روش توصیفی از نوع همبستگی بوده است.نتیجه‌گیری: پژوهشگران این رشته لازم است به کاربرد ابزار‌ها و روش‌های کیفی و ترکیبی در تحقیقات مدیریت آموزشی توجه بیشتری نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه کمال‌گرایی سازگارانه و ناسازگارانه مادران با خودپنداره تحصیلی بر اساس نقش میانجی باور و جهت‌گیری انگیزشی دانش‌آموزان متوسطه</title>
      <link>https://lbcij.tabrizu.ac.ir/article_21351.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش، بررسی رابطه کمال‌گرایی سازگارانه و ناسازگارانه مادران با خودپنداره تحصیلی بر اساس نقش میانجی باور و جهت‌گیری انگیزشی دانش‌آموزان متوسطه است.روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی از نوع طرح‌های همبستگی با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری کلیه دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه شهر نظرآباد است. از جامعه آماری با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، 267 دانش‌آموز از دو مدرسه الزهرا و شهید خرمن بیز به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت سنجش متغیرها از 4 پرسشنامه کمال‌گرایی سازگارانه و ناسازگارانه (هیل، 2004)، خودپنداره تحصیلی چن و تامپسون (2004)، باورهای انگیزشی پنتریچ و دی گروت (1990)، جهت‌گیری انگیزشی آموس و همکاران (1984) استفاده شد. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری و تحلیل رگرسیون&amp;amp;nbsp; استفاده شد. یافته‌ها با نرم‌افزار SPSS 20 و SmartPLS3 تجزیه‌وتحلیل شد.یافته‌ها: ضرایب به‌دست‌آمده حاکی از تأثیر مستقیم (0/218) و غیرمستقیم باورهای انگیزشی (0/160) و جهت‌گیری انگیزشی (0/025) در رابطه کمال‌گرایی مادران با خودپنداره تحصیلی دانش‌آموزان دارد. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون متغیرهای کمال‌گرایی ناسازگارانه 43 درصد از واریانس باورهای انگیزشی، 61 درصد از واریانس جهت‌گیری انگیزشی و 80 درصد از واریانس خودپنداره تحصیلی را تبیین کرد. از بین متغیرهای خودپنداره تحصیلی 81 درصد توسط متغیرهای باور انگیزشی شامل اضطراب (0/235-)، خودکارآمدی (0/422)، ارزش درونی (1/207) و 40 درصد از واریانس توسط متغیرهای جهت‌گیری انگیزشی شامل تعهد (0/986)، ملاحظه (1/733) و مهارت (1/577) تبیین شد.نتیجه‌گیری: باور و جهت‌گیری انگیزشی می‌تواند اثرات کمال‌گرایی ناسازگارانه بر خودپنداره تحصیلی را میانجی‌گری کند. باورهای انگیزشی اثر قوی‌تری در مقایسه با جهت‌گیری انگیزشی، در این رابطه دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربردهای مدل‌سازی یادگیرنده در طراحی برنامه‌درسی: مرور نظام‌مند</title>
      <link>https://lbcij.tabrizu.ac.ir/article_21352.html</link>
      <description>هدف: توجه به تفاوت های فردی در طراحی و رهبری برنامه درسی بسیار حائز اهمیت است. مدل‌سازی یادگیرنده، با قابلیت کمک به شخصی‌سازی یادگیری و بهینه‌سازی منابع، به‌عنوان یک راه حل در این مسیر می‌تواند مطرح شود. این مطالعه با تمرکز بر چهار سوال (تعریف مدل‌سازی یادگیرنده، انواع، کاربردها و روش‌های پیاده‌سازی آن) به تحلیل نقش مدل‌سازی یادگیرنده در طراحی برنامه درسی می‌پردازد.&amp;amp;nbsp;روش پژوهش: به روش مرور نظام‌مند براساس دستورالعمل پریزما، ۵1 مقاله از پایگاه‌های Web of Science و Scopus استخراج شد. پس از غربالگری، 12 مقاله با استفاده از تحلیل استقرایی و کدگذاری کیفی تحلیل شدند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: بر اساس بررسی و تحلیل دقیق مقالات، تعریف مدل‌سازی یادگیرنده در طراحی برنامه درسی در سه چارچوب مختلف مبتنی بر هوش مصنوعی، مبتنی بر هستی شناسی و مبتنی بر اطلاعات شناختی یادگیرنده تعریف و در هفت نوع پوششی، کلیشه‌ای، اغتشاش، مبتنی بر یادگیری ماشین، ردیابی، هستی‌شناسی و ترکیبی طبقه‌بندی شدند. کاربردهای مدل‌سازی یادگیرنده شامل &amp;amp;laquo;تنظیم ساختار یادگیری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;افزایش کارایی آموزش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;طراحی برنامه‌های درسی شخصی‌سازی&amp;amp;raquo; بود. الگویتم پیاده‌سازی آن به سه دسته کدنویسی، هوش مصنوعی و ترکیبی تقسیم شدند. تفاوت اصلی آن‌ها در سطح وابستگی به داده و پیچیدگی سیستم است. مدل‌سازی یادگیرنده امکان تنظیم پویای برنامه درسی، بازخورد بلادرنگ و بهینه‌سازی عملکرد یادگیرندگان را فراهم می‌کند.نتیجه‌گیری: مدل‌سازی یادگیرنده با پیوند نظریه‌های آموزشی و فناوری، چالش‌های نظام‌های متمرکز را کاهش می‌دهد. یکپارچه‌سازی هوش مصنوعی در چارچوب‌های تربیتی نیازمند همکاری بین‌رشته‌ای، مدل‌های نظری قوی و ملاحظات اخلاقی برای تحول پایدار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی درماندگی آموخته‌شده بر اساس برنامه درسی پنهان در بین دانش‌آموزان متوسطه دوم</title>
      <link>https://lbcij.tabrizu.ac.ir/article_21353.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف پیش‌بینی درماندگی آموخته‌شده بر اساس برنامه درسی پنهان در بین دانش‌آموزان انجام شد.روش پژوهش: روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ هدف کاربردی است. جامعه آماری، شامل همه دانش‌آموزان پسر متوسطه دوم شهر قروه کردستان، در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 1600 نفر بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای بر اساس قاعده تاپاچنیک و فیدل (2013) 200 نفر نمونه آماری معین شد. برای سنجش درماندگی آموخته‌شده و برنامه درسی پنهان، از پرسشنامه‌های درماندگی آموخته‌شده سیدعلی ذاکر (1399) و برنامه درسی پنهان طهماسب‌زاده‌شیخلار و همکاران (1398) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌‌ها از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده گردید (SPSS26).یافته‌ها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین ابعاد برنامه درسی پنهان و درماندگی آموخته‌شده رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که مؤلفه‌های برنامه درسی پنهان شامل روش تدریس (0/16-=Beta)، ساختار اداری و اجتماعی مدرسه (0/21-=Beta)، روابط متقابل معلم و دانش‌آموز (0/19-=Beta)، فضای اجتماعی و عاطفی (0/21-=Beta)، قوانین و مقررات (0/16-=Beta) و تفکر انتقادی (0/16-=Beta) به‌طور معناداری قادر به پیش‌بینی درماندگی آموخته‌شده هستند و در مجموع 40 درصد از واریانس آن را تبیین می‌کنند (R&amp;amp;sup2; = 0/401, R=0/633, p&amp;amp;lt; 0/05).نتیجه‌گیری: برنامه درسی پنهان مجموعه‌ای از ارزش‌ها، هنجارها و پیام‌های ضمنی است که در جریان تعاملات مدرسه‌ای به‌صورت غیررسمی منتقل می‌شود. اگر این پیام‌ها در قالب روابط انسانی مثبت، ساختارهای حمایتی و قوانین منصفانه سازمان‌دهی شوند، می‌توانند انگیزش درونی، خودکارآمدی و احساس کنترل دانش‌آموزان را تقویت کرده و از بروز درماندگی آموخته‌شده جلوگیری کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه نگرش به ماهیت علم در دانشجویان دانشگاه تبریز و دانشگاه علوم پزشکی تبریز</title>
      <link>https://lbcij.tabrizu.ac.ir/article_21354.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف مقایسه نگرش به ماهیت علم در بین دانشجویان دانشگاه تبریز و دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد.روش پژوهش: تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل 21801 دانشجوی دانشگاه تبریز و 5200 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تبریز بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، نمونه‌ای به حجم ۳۷۷ نفر از دانشگاه تبریز و ۳۵۷ نفر از دانشگاه علوم پزشکی تبریز به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه نگرش به ماهیت علم کایا و همکاران (۲۰۱۹) بود که روایی آن توسط متخصصان تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0/838 محاسبه شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل واریانس آنوا) در نرم‌افزار SPSS27 تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج پژوهش حاکی از برتری معنادار نگرش دانشجویان علوم انسانی نسبت به سایر رشته‌ها در اکثر ابعاد است: در بعد شناختی-معرفتی، نسبت به علوم پزشکی و کشاورزی؛ در بعد اجتماعی-نهادی، نسبت به فنی-مهندسی، کشاورزی و پزشکی؛ در بعد تربیتی-آموزشی، نسبت به علوم پایه، فنی-مهندسی، کشاورزی و پزشکی؛ و در کل نگرش، نسبت به فنی-مهندسی، کشاورزی و پزشکی. همچنین، دانشجویان علوم پایه در بعد اجتماعی-نهادی نسبت به فنی-مهندسی، کشاورزی و پزشکی، و در کل نگرش نسبت به کشاورزی، نگرش بالاتری داشتند. در همین بعد، کشاورزی نیز نسبت به علوم پزشکی برتری نشان داد.نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، برتری نسبی نگرش در رشته‌های علوم انسانی مشهود است که این ناهمسویی عمدتاً به تفاوت‌های ساختاری در برنامه‌های درسی و روش‌های آموزشی بازمی‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌یابی برنامه درسی پاسخگوی رشته علوم تربیتی (مورد مطالعه: دانشگاه‌های جامع سطح اول ایران)</title>
      <link>https://lbcij.tabrizu.ac.ir/article_21084.html</link>
      <description>The purpose of this research was to modeling a responsive curriculum for the field of educational sciences. In this study, a sequential mixed exploratory research method was used; (model design with a qualitative method of Theme analysis and then model validation with a quantitative method of survey). The participants in the qualitative part of the research were experts in curriculum planning and higher education planning, of whom 18 were selected as a purposive sample. Also, the statistical population in the quantitative part included all faculty members of the educational science departments of the first-level comprehensive universities of the country, equal to 244 people, of whom 150 were selected using the multi-stage cluster sampling method. The data collection tool in the qualitative part was a semi-structured interview and in the quantitative part, a researcher-made questionnaire. The qualitative part used the coding method of Theme analysis and the King and Horrocks method was used to validate the data. To analyze the quantitative data, the statistical method of structural equation modeling using PLS software was used. The findings of the qualitative section showed that the responsive curriculum model in the field of educational sciences includes 4 overarching themes: "Consequences of responsive curriculum", "Strategies of responsive curriculum", "Factors inhibiting the development of responsive curriculum", and "Factors facilitating the development of responsive curriculum". The quantitative findings showed that the presented model has good validity and fit. Therefore, any action and policymaking in this field requires a systematic approach and consideration of all elements and dimensions.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
